ناگفته های نجفی

 

💠ناگفته‌های نجفی از لحظه قتل میترا استاد

شهردار پیشین تهران:

🔹ساعت ۹ و نیم میترا به من گفت که به حمام می‌روم و بعد از آن می‌خواهم بروم بیرون که در جواب گفتم کجا می‌خواهی بروی؟ او نیز جواب داد به خودم ربط دارد . من از این جواب میترا عصبی شدم.
🔹کل اتفاق قتل در ۳ دقیقه و از روی خشم انجام شد و متوجه اعمال خودم نشدم.
🔹به بهانه اینکه به او بگویم زمانی که از حمام بیرون آمدی درباره موضوع طلاق با یکدیگر صحبت کنیم و یک تصمیم قطعی بگیریم، پشت سر او وارد حمام شدم.
🔹اسلحه را که از قبل داخل کمد اتاق خواب بود برداشتم و به همراه یک بالش آن را حمل کردم. بالش را به خاطر این برداشتم که او در ابتدا متوجه وجود اسلحه در دست من نشود و نترسد.
🔹وقتی که وارد حمام شدم میترا وارد وان نشده بود و بالش و اسلحه را در دست من دید. در این زمان تقریباً سینه به سینه شدیم. نمی‌دانم که چگونه اسلحه را دید و هول شد؛ در همین زمان میترا با شتاب‌زدگی دست راست مرا با دو دستش گرفت و چون که دست من بر روی ماشه بود، گلوله‌ای از اسلحه خارج شد و به سمت دیوار برخورد کرد.
🔹 پس از خارج شدن گلوله از اسلحه، دستم را به سمت بالا گرفتم تا گلوله‌ای به بدن میترا نخورد. در همین زمان چند بار به او گفتم ول کن اما به دلیل اینکه میترا دست مرا گرفته بود، ۴ تیر از اسلحه خارج شد.
🔹در این زمان مدام تکرار می‌کردم ول کن تا اینکه یک تیر غیرمستقیم به سینه میترا اصابت کرد؛ در این زمان میترا دستم را ول کرد و به صورت عقب‌رو از پشت سر به داخل وان افتاد.
🔹در این زمان اسلحه را جلوی آینه حمام گذاشتم و دست به صورت میترا کشیدم که فهمیدم تیر به بالای سینه او برخورد کرده است.
🔹در این زمان ۴ تا ۵ دقیقه بدون حرکت بودم و حالت غیر قابل تصوری داشتم؛ چند بار قصد داشتم که با همان اسلحه خودم را تنبیه کنم و بکشم.

منبع : لبخندآفرینان | چهار شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۸

نظرات


نوشتن نظر

تبلیغات

نمایش کمدی زندان به صرف میرزا قاسمی نمایش کمدی مارمولک